۱۳۸۹ مهر ۲۴, شنبه

کامران نجف زاده نه اخراجت می کنند و نه به جاسوسی متهم می شوی، هر چه می خواهی بر ضد دولت فرانسه بگو.


کامران نجف زاده تو می توانی با آزادی در خیابان های پاریس بگردی و هرچه دلت می خواهد از تظاهرات اعتراضی مردم عکس و فیلم تهیه کنی و در بخش های مختلف خبری تلویزیون ایران با آب و تاب پخش کنی. خیالت راحت که پلیس فرانسه نه مانع کار تو می شود و نه به جاسوسی متهم ات می کنند. یادت هست یک دختر دانشجوی فرانسوی فقط به خاطر گرفتن چند عکس از تظاهرات مردم ایران آن هم تنها از روی کنجکاوی و نه برای ارسال به شبکه های خبری، 45 روز در زندان به سر برد و مجبور شد با حجاب تحمیلی اسلامی در تلویزیون ایران به نمایش درآید؟ کامران خان، تو می توانی بدون این که به علت اصلی اعتراضات مردم فرانسه اشاره کنی (که در این مورد اخیر دلیل اصلی اش دو سال افزایش سن بازنشستگی بود) در خبرهایت آسمان و ریسمان را به هم ببافی و طوری گزارش بدهی که انگار دولت فرانسه همین روزها ساقط می شود و سارکوزی در ملا عام تیرباران می شود. جناب نجف زاده تو می توانی اصابت گاز اشک آور به چشم یک جوان فرانسوی را جنایتی علیه بشریت بنامی و در مقابل پرپر شدن هم وطنان خودت در کشورت بی تفاوت باشی. کامران نجف زاده یادت هست در روزهای پر التهاب پس از انتخابات خرداد88 چطور با حس و حال، گزارش های دروغ دیکته شده از سوی سران حکومت را بر ضد جنبش مردمی در اخبار 20:30 قرائت می کردی؟ آن روزها هرگز از ذهن آزاد اندیشان ایرانی پاک نمی شود. شاید بسیاری از خبرنگاران و مجریان تلویزیون بتوانند کارشان را توجیه کنند و بگویند چاره ای نداشتند اما لحنی که تو در گزارش هایت به کار می بردی و دروغ پراکنی هایی که مسلما ابتکار خودت بود تنها صفتی را که سزاوار تو می کند صفت «خائن» است و بس.

۱۳۸۹ مهر ۱۷, شنبه

از قبر جنابعالی!


اين عين جملات وزير آموزش و پرورش است در 15 مهر 1389 به نقل از سايت آفتاب به اين نشاني:


آفتاب: حمیدرضا حاجی‌بابایی، وزیر آموزش و پرورش طی اظهاراتی جالب توجه کولاکی به پا کرد و گفت: سازمان‌ها این همه نهار می‌دهند، ما حرفی نداریم، یک بار به فرهنگیان افطاری دادیم که گفتند از کجا آوردید؟ از قبر جنابعالی.


اين ادبيات از زبان کسي که مثلا همه کاره تعليم و تربيت اين کشور است واقعا جاي شگفتي دارد. اين جناب، نمونه کاملي از مديريت بي در و پيکر احمدي نژادي است. نمونه اش استخدام بي ضابطه 40هزار معلم که در بين آنان کساني بودند که حتا در آزمون شرکت نکرده بودند اما بعدا اسمشان درآمد! امسال هم که ايشان در مدارس طرحي پياده کرده به نام مجتمع هاي آموزشي. وام خودرو و افزايش حقوقي که به مديران اين مجتمع ها مي رسد موجب شده روساي آموزش و پرورش اين مديريت ها را بين آشنايان و «هم باندي» هاي خودشان خيرات کنند. با منتفي شدن استيضاح حاجي بابايي به دليل پس گرفتن امضاهاي تعدادي از نمايندگان، حالا اين بابا حسابي جولان مي دهد و بايد منتظر ادبياتي بي ادبانه تر و برنامه ريزي هايي بي برنامه تر از ايشان باشيم.

۱۳۸۹ شهریور ۳۰, سه‌شنبه

دوستاني که دعوتنامه بالاترين مي خواهند ...

دوستاني که دعوتنامه بالاترين مي خواهند و وبلاگ فعال دارند لطفا به جيميل bbaalatarin ايميل بفرستند و نشاني وبلاگشان را هم ارسال فرمايند. البته فعلا هر ماه فقط 2 دعوتنامه بيشتر موجود نيست.

دیدار اکبر هاشمی رفسنجانی با خانواده محسن میردامادی، مصطفی تاجزاده، محمد نوری زاد، عبدالرضا تاجیک و ...

اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت و رئیس مجلس خبرگان رهبری در ایران در دیدار با خانواده تعدادی از زندانیان سیاسی این کشور قول داده است که خواسته های آنها را با رهبر ایران در میان بگذارد.
سایت رسمی آقای هاشمی رفسنجانی روز سه شنبه ۳۰ شهریور (۲۱ سپتامبر) گزارش داد که او به مدت سه ساعت و نیم با اعضای خانواده تعدادی از زندانیان سیاسی گفت و گو کرد و در پایان به آنها گفت: "اگر بخواهم خواسته شما را به مأموران منتقل کنم، مطمئن نیستم جواب مساعد بگیرم و شاید نتیجه عکس بدهد".
با این حال او قول داد که خواسته های این خانواده ها را از نزد آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران پیگیری کند و افزود: "امیدوارم این کار بی نتیجه نباشد
مقام معظم رهبری در خصوص اعمال قانون و تسریع در رسیدگی و رعایت حقوق قانونی آنها (زندانیان سیاسی) در زندان دستورات مناسبی صادر کرده بودند که می تواند بسیاری از مشکلات حاضر را رفع نماید".
رسیدگی عادلانه به پرونده متهمان، رعایت حقوق آنها در زندان و بررسی روند محاکمه های انجام شده توسط نهادهای مسئول از جمله خواسته های خانواده های دیدار کننده با آقای هاشمی رفسنجانی بوده است.
اعضای خانواده محسن میردامادی، مصطفی تاجزاده، محمد نوری زاد، عبدالرضا تاجیک و تعداد دیگری از فعالان سیاسی، روزنامه نگاران و فعالان دانشجویی بازداشت شده در جریان حوادث پس از انتخابات سال گذشته ایران در این دیدار حضور داشتند.
بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات و اعضای خانواده های آنها معمولا از نحوه بازداشت ها، فشارهای اعمال شده در جریان بازجویی ها، نوع اتهامات، اعترافات اجباری، نحوه محاکمه ها، شدت احکام صادر شده و شرایط زندان شکایت دارند.
بعضی از آنها گروهی از مسئولان نظامی و امنیتی را به "کودتای انتخاباتی" متهم می کنند و می گویند که تنها به دلیل شرکت در فعالیت های انتخاباتی و انتقاد از عملکرد دولت بازداشت و زندانی شده اند.

۱۳۸۹ شهریور ۲۰, شنبه

«مرگ بر اسرائیل» روی پیراهن بازیکنان تیم فوتبال پاس همدان

«مرگ بر اسرائیل» روی پیراهن بازیکنان تیم فوتبال پاس همدان (شنبه شب 20 شهریور 1389)
سیاست در میدان ورزش، آن هم نه سیاست که شعار مرگ و نیستی. آیا فیفا واکنشی نشان خواهد داد؟!

۱۳۸۹ شهریور ۷, یکشنبه

کم مانده بالاترین هم لوگویش را به ذوالفقار تغییر دهد!

رادیو فردا دارد موسیقی سنتی پخش می کند، چلچراغ این هفته منتشر نمی شود، فرشید منافی برنامه طنزش را تعطیل کرده است. با این اوضاع امیدی به بهبود اوضاع نیست. هنوز روشنفکران ما بر شانه های مذهب سوارند. اگر قرار است با جعلیاتی خرافی همچون شب قدر این گونه با ترس و احترام برخورد شود چگونه می توان دم از اصلاح و روشنگری زد. گیرم «علی بن ابیطالب» بزرگمردی بوده که در راه حق و عدالت مبارزه کرده و ناجوانمردانه کشته شده، آیا مانند او در تاریخ سرزمین خودمان کم داریم؟!
از «آرش و آریوبرزن و سورنا و بابک و مازیار و حلاج» بگیر و بیا تا «محمد مسعود و فرخی یزدی و خسرو گلسرخی» و بعد «داریوش فروهر و محمد جعفر پوینده و محمد مختاری و اکبر محمدی» و همین روزها «سهراب اعرابی و ندا اقاسلطان و محسن روح الامینی و امیر جوادی فر و محمد كامرانی» و ... . مسئله این است که ما اینها را به آسمان وصل نمی کنیم. از ایشان قدیس نمی سازیم. همین الان هم فریاد عده ای بلند می شود که چرا اینها را با علی مقایسه کرده ای؟ چرا «ع» را پس از نام علی نگذاشته ای؟ امشب عده ای مفاتیح الجنان بر سر می گیرند و فریاد الغوث الغوث سر می دهند. می خواهند کارنامه یک سال آینده شان را بیمه کنند. بسیار خوب. اصلن بحثی نیست. اما چرا باید دیگران زندگی عادی خود را مختل کنند.
هشت تا کانال تلویزیون در خدمت اعتقادات دوستانمان است. یک هفته مملکت نیمه تعطیل است. اینها کم است که باید رسانه های مستقل و آزاداندیش هم خودسانسوری کنند. خفه شدم از خرافات.

۱۳۸۹ مرداد ۲۳, شنبه

اگر سنگسار حکمی اسلامی و منصفانه است ...



یادداشت امروز «عباس عبدی» در شرایطی که بحث سنگسار خانم «سکینه محمدی»، جهانیان را درگیر این موضوع کرده بسیار جالب است. این که راستی اگر سنگسار حکمی اسلامی و منصفانه است چرا مقامات از اجرای علنی و انتشار تصاویر آن خوف دارند. یادداشت را با هم می خوانیم:

شفافیت شرط مجازات منصفانه
عباس عبدی
روزنامه شرق، شنبه 23 مرداد 89
نکته­ای که این یادداشت برآن تاکید دارد، علنی بودن مجازات است. اهمیت این رکن در این است که مجازات مجرم، عملی انتقام جویانه و عقده گشایی نیست که کسی ضرورت آشکار بودن آن را به واسطه آثار سوء آن انکار کند. اگر شیوه و میزان مجازات در مورد خاصی منصفانه باشد، هر فرد منصفی بر اجرای آن رای می­دهد و آماده اجرای آن نیز هست و مثل هر کار منصفانه دیگر نه تنها از آشکار و علنی شدن آن نگرانی ندارد، بلکه از این امر استقبال هم می کند. به همین دلیل است که اکثر مجازات های اعمال شده در صدر اسلام، به گونه آشکار بوده و حتی آشکار بودن و حضور سایرین لازمه اجرای این گونه مجازات ها بوده است. مثلا مجازات رجم[سنگسار] به گونه­ای است که حداقل ده­ها نفر باید در محل حاضر باشند و حتی در اجرای مجازات شرکت کنند و اولین کسی که باید در اجرا شرکت کند، رئیس محکمه­ای است که فرد را محکوم کرده است. جالب اینکه بسیاری از افراد و حاکمان شناخته شده مستقیما در اجرای مجازات شرکت می کردند.
اگر قرار باشد امروز هم مطابق این قاعده عمل شود، علنی بودن مجازات مترادف با انتشار تصویر یا فیلم مجازات ها به صورت مستقیم است. حتی در کشورهایی هم که اعدام وجود دارد(مثلا با تزریق سم) از این کار فیلمبرداری می­ شود و مقامات بالای محل در آن شرکت می کنند. بنابراین اجرای مجازات های تعذیب بدنی یا سلب زندگی نیز در صورتی منصفانه خواهد بود که مدافعان تئوریک این نوع مجازات ها و قانونگذاران و حکم کنندگان و مجریان در بالاترین سطوح، جملگی در مراسم اجرای آن حاضر شوند و مثل دیگران در اجرای مجازات (زدن شلاق یا سنگسار یا ...) شرکت کنند، و در عملی که آن را منصفانه می دانند شرکت جویند و علنی بودن اجرای حکم را با استفاده از ابزار مدرن (رسانه ها) منتشر و محقق سازند و آمار و ارقام آن را با دقت کافی منتشر کنند... مگر نه این که گقته می شود در صورت قطع دست یک دزد، سایرین درس عبرت می گیرند و دیگر دزدی نخواهند کرد، اگر به نتایج این استدلال ملتزم باشیم، باید فیلم قطع دست دزد را در شبانه روز چند بار از تلویزیون سراسری پخش کنیم تا درس عبرتی باشد برای کسانی که قصد دزدی دارند، و اگر چنین نکردیم، حتما یک جای استدلال فوق اشکال دارد.


منبع: روزنامه شرق، شنبه 23 مرداد 89