۱۳۹۲ فروردین ۱۶, جمعه
نقدی بر ویژه نامه نوروز92 هفته نامه 40چراغ و گلایه ای از مسعود بهنود
۱۳۹۲ فروردین ۳, شنبه
!!! یک دست خادمان حرم به کمربندشان بود تا شلوارشان نیفتد!!!
!!! یک دست خادمان به کمربندشان بود تا شلوارشان نیفتد!!!
*به خادمانی که از 9 صبح وارد صحن شده بودند تا حدود ساعت 6 که سخنرانی خامنه ای تمام شد نه آب داده شد و نه غذا.
تمامی خادمان و همه مردمی که از صبح وارد صحن می شدند باید کلیه ی وسایل همراه خود از جمله گوشی تلفن، محتویات جیب شامل دسته کلید و خودکار و پول و هرچی که داشتتند را در یک پلاستیک ریخته و دم در تحویل می دادند.
*تمامی خادمان و مردم مجبور بودند کمربندهای خود را باز کرده و همراه دیگر وسایلشان تحویل دهند. برخی که کمر شلوارشان کمی سایز بزرگتر بود مدام باید یک دستشان به کمربندشان می بود تا شلوارشان را بالا نگه دارند که نیفتد!
*هیچ کس پس از ورود به صحن تا پایان سخنرانی خامنه ای حق خروج نداشت.
۱۳۹۰ آذر ۲۳, چهارشنبه
احمدرضا احمدی و نقل قول از خامنه ای ... آقای احمد رضا احمدی باور کنید خیانت کردید.
در صفحه40 چلچراغ شماره 452 تاریخ 19 آذر 1390 نوشته ای از احمدرضا احمدی آمده است که درباره کتاب صحبت کرده و از جمله می آورد: «...اوضاع اقتصادی بسیاری از مردم این اجازه را به آن ها نمی دهد که بتوانند کتاب هایی را که به آن ها علاقه مندند در سبد خرید خانه شان قرار دهند. با توجه به صحبت های اخیر آیت الله خامنه ای در رابطه با کتاب و کتاب خوانی، ای کاش مسئولان هم حرکتی در این راستا انجام دهند...»
آقای احمدرضا احمدی عزیز! شاهد مثال آوردن از خامنه ای؟ آن هم برای شاعری که به عنوان شاعری مردمی شناخته می شود؟ جناب آقای احمدی آیا خبر ندارید در این مملکت چه اتفاقاتی افتاده است؟ از کسی نقل قول می آورید که دستش به خون مردمان هم وطنتان آغشته است؟ شما می توانید شاعری سیاسی نباشید و آن طور که در تیتر همین مطلب هم آمده «عشق، عشق و عشق» مانیفست زندگی تان باشد. کسی هم از شما گلایه نکرد که چرا مثلن از جنبش سبز حمایت نکردید و شعری نسرودید. اما قرار نبود که این گونه رودر روی مردم، با احترام از دیکتاتوری منفور نام ببرید. جناب آقای احمدی گمان نمی کنم ساندیس خوران پاچه خوار ولایت، مخاطبان شعر شما باشند و اصلن شما را بشناسند؛ مخاطبان شما و هواداران شعرهایتان همین بچه هایی بودند که مشت و باتوم و گلوله خوردند و فریاد مرگ بر دیکتاتور سردادند حال این هم از همراهی شما...!
آقای احمدرضا احمدی عزیز! نوشته بودید که به تازگی مجموعه ای از اشعارتان را برای چاپ فرستاده اید. لطفن به ناشرتان زنگ بزنید و بگویید یک جلد کمتر چاپ کند، من دیگر برای کتاب های شما پول خرج نخواهم کرد.
پی نوشت:
احمد غلامی (روزنامه شرق، 19 مرداد1390) : احمدرضا احمدي روشنفكري پرهيزگار است و براي رسيدن به شاعري و شاعر ماندن رياضت بسيار كشيده.
حسن کیائیان مدیر نشر چشمه: احمدرضا احمدي يك شاعر است، به مفهوم وسيع كلمه. اين جايگاه رفيع، حق مسلم اوست كه نزديك به 50 سال توانسته است با استواري تمام درهر وضعيتي درعرصه شعر و شاعري به حضور خود ادامه دهد. چونان درختي تناور و پرشاخ و برگ كه بزرگي و سرسبزي خود را نه وامدار اين و آن، بلكه از آفتاب و باد و باران به وديعه گرفته است.
۱۳۹۰ آذر ۱, سهشنبه
اگر می خواهید بدانید بر پرستو فروهر چه گذشت، پیکر کاردآجین شده ی پدر و مادر خود را پیش چشمانتان تصور کنید...

اگر می خواهید بدانید بر پرستو فروهر چه گذشت، پیکر کاردآجین شده ی پدر و مادر خود را پیش چشمانتان تصور کنید...
امروز سیزدهمین سالگرد قتل ناجوانمردانه و بی رحمانه ی داریوش و پروانه فروهر است. صحبت های پرستو فروهر را که از رادیو فردا می شنیدم یک لحظه پیکر خون آلود پدر و مادر خود را پیش چشمانم تصور کردم. حقیقت این است که همه ی ما از این جنایت خون بار برافروخته شدیم و با فرزندان آن دو بزرگ، همدردی کردیم اما بار عاطفی این ماجرا و زجر و اندوهی که پرستو و آرش فروهر در این سال ها تحمل کرده اند را وقتی می توانیم با تمام وجود احساس کنیم که در ذهن خود چنین ماجرایی را برای عزیزترین کسان خود تصور کنیم.
من هنوز در حیرتم ماموران دیوسیرتی که دست به این جنایت زدند به فرض که فتوای قتل آن دو عزیز را در جیب داشتند و به فرض که با باوری مذهبی این عمل خود را توجیه کرده بودند چطور این گونه وحشیانه رفتار نمودند و مگر نمی توانستند تنها جانی را بستانند و این گونه حیوان صفت، لکه ننگی بر تاریخ بشریت و انسانیت ننشانند؟
و به پرستو فروهر بزرگوار که همچون سالیان پیش باز هم رنج سفر کشید و به ایران آمد و باز هم از برگزاری یک مراسم ساده برای آن دوعزیز منع شد زنده باد می گویم و آرزو می کنم همین روزها به زودی زود، روز رسوایی آمران و عاملان اصلی این جنایت فرا رسد.
۱۳۹۰ مهر ۲۱, پنجشنبه
نکته مهم: سفیر عربستان همان کسی است که در مورد ایران به آمریکا گفته بود: «سر مار را بزنید.»
۱۳۹۰ مهر ۱۹, سهشنبه
انصافن اگر یک بازیکن ایرانی روی زمین افتاده بود و یک تیم عرب بی توجه به او به ما گل می زد چه می گفتیم؟!
بازی ایران و بحرین، 19مهر1390: ایران با 5 گل از تیم بحرین جلو افتاده است. در یکی از حملات ایران، بازیکن حریف در محوطه جریمه آسیب دیده و دراز کشیده است. بازیکنان ایران بی توجه به او به حمله خود ادامه می دهند و گل می زنند.
راستی اگر مشابه چنین صحنه ای به ضرر تیم ایران اتفاق می افتاد چه می گفتیم؟ آیا عرب ها را به بی فرهنگی و بازی ناجوانمردانه متهم نمی کردیم؟ ایران با 5 گل جلو بود و نیازی به ششمین گل نداشت (که اگر هم می داشت چنین صحنه ای را توجیه نمی کرد) و جالب این که مزدک میرزایی گزارشگر بازی هرگز به این موضوع اشاره نکرد. این در حالی بود که در تمام تصاویر آهسته ای که از این گل ایران پخش می شد تصویر بازیکن به زمین افتاده ی بحرین به خوبی مشخص بود.
این صحنه ای تلخ برای فوتبال ایران و برای فرهنگ ما بود. شیرینی این پیروزی که به کام من تلخ شد. ما را چه شده است. در بهار عربی که صدای آزادی خواهی در برابر دیکتاتورها روز به روز اوج می گیرد، ما بیست هزار بیست هزار به تماشای صحنه ی اعدام هم وطنمان می رویم. جوان رعنای میهنمان را پس از دوسال و نیم زندانی کشیدن با تنی شلاق خورده راهی منزل می کنند و صدای اعتراضمان از محافل خصوصی مان بالاتر نمی رود.
دلمان خوش باشد تیم 10نفره ی بحرین را ناجوانمردانه 6تایی کردیم.
۱۳۹۰ شهریور ۲۶, شنبه
امروز رخ داد: ارضای مقام معظم رهبری در کنفرانس بیماری اسلامی
کنفرانس موسوم به بیداری اسلامی به دستور مستقیم آقای خامنه ای و با پیگیری مشاور ارشد او، علی اکبر ولایتی برنامه ریزی شد. چند صد شیخ و مفتی و ملابنویس از کشورهای اسلامی برای چندین روز مفت خوری و افاضات پراکنی به تهران آمدند و هدف اصلی تمام این ماجرا تنها و تنها ارضای حس قدرت طلبی سیدعلی خامنه ای بود. مقام عظما امروز با حضور در جمع دعوت شدگان این مراسم، در حالی که به امر او همگی سران قوا و مسئولین لشکری و کشوری هم دست به سینه حاضر شده بودند به تمام معنا احساس «رهبر مسلمانان جهان» بودن پیدا کرد و به نشئه ای رسید که به راحتی می تواند تا یک هفته تریاک را کنار بگذارد.
این که میهمانان این کنفرانس چه جایگاهی در کشورشان دارند و چه تاثیری بر تحولات آینده میهن شان خواهند گذاشت و آیا سخنان مقام معظم رهبری را که مجری تلویزیون بارها بر بسیار مهم بودن آن تاکید نمود به تخم شان خواهند گرفت یا نه سوالی است که پرسیدن ندارد.


