۱۳۹۲ تیر ۲, یکشنبه

وقتی رئیس قوه قضائیه یک کشور دروغ می گوید وای به حال این مملکت!


آقای صادق لاریجانی در برنامه زنده تلویزیونی  روز شنبه اول تيرماه92 گفت که پرونده شکایت از رئیس جمهور،  شاکی خصوصی داشت و به اشتباه نام رييس مجلس به عنوان شاکی در احضاريه درج شده بود.

آیا آقای صادق لاریجانی از این حرف خودش خنده اش نمی گیرد. وقتی دو برادر، رئیس دو قوه ی اساسی در یک کشور هستند اوضاع چنین می شود.

یاد باد سخن داریوش بزرگ: اهورامزدا این کشور را از لشکر دشمن، از خشکسالی و از دروغ پاس دارد.

۱۳۹۲ خرداد ۲۵, شنبه

حسن روحانی درروستای قالیباف 38% آرای مردم را جذب کرد

خبر موثق: *هم اکنون به من رسید*
در روستای «قالیباف» نیشابور که زادگاه آبا و اجدادی محمد باقر قالیباف است از مجموع نهایی 105 رای گرفته شده، قالیباف65 رای و روحانی40 رای دارد.
وقتی حسن روحانی درروستای قالیباف 38% آرای مردم را جذب کرده است می توان منتظر خبرهای بسیار خوب تر و پیروزی آقای روحانی در دور اول بود.

۱۳۹۲ خرداد ۲۰, دوشنبه

رفتار کثیف صدا و سیما و حمایت آشکار از اصول گرایان

رفتار کثیف صدا و سیما و حمایت آشکار از اصول گرایان

تلویزیون در بخش خبری ساعت 14 روز دوشنبه 93/3/20 با عنوان خبری که هم اکنون به دست ما رسید کناره گیری حداد عادل را اعلام کرد و به دنبال آن بیانیه ی ایشان درباره ی حمایت از اصول گرایان را به طور کامل خواند. این در حالی است که این رسانه که ادعای بی طرفی دارد باید تنها خبر کناره گیری را اعلام می کرد و نه بیشتر. اما ماجرا به اینجا پایان نیافت و تلویزیون بلافاصله بعد از این خبر و در حالی که حداد عادل دیگر نامزد ریاست جمهوری نبود گزارش سفر او به آذربایجان و شعرخوانی او به زبان ترکی را هم پخش کرد و خبر داد که ایشان گفته است اگر رییس جمهور شود دریاچه ارومیه را نجات خواهد داد!
این رفتار صدا و سیما حاکی از ترس اقتدارگرایان در برابر بالا رفتن آرای نامزد اصلاح طلبان است و نشانه ای از این که با رسیدن به روزهای پایانی تبلیغات باز هم باید شاهد رفتار یکسویه نگر و حمایت های آشکار و غیر منصفانه این رسانه ی به اصطلاح ملی بود.

من سرهنگ نیستم!

"من سرهنگ نیستم!" مستند تلویزیونی دوم دکتر روحانی امشب ساعت 20 از شبکه اول
تکرار ساعت 23:30 از شبکه جام جم
ستاد مرکزی انتخاباتی دکتر حسن روحانی

۱۳۹۲ فروردین ۱۶, جمعه

نقدی بر ویژه نامه نوروز92 هفته نامه 40چراغ و گلایه ای از مسعود بهنود



نقدی بر ویژه نامه نوروز92 هفته نامه 40چراغ و گلایه ای از مسعود بهنود

با افتخار روی جلد نوشته اند 120صفحه ، در حالی که 29صفحه آگهی از جمله صفحات گلاسه رنگی ابتدا و انتها و وسط مجله را هم محاسبه کرده اند. قیمت را کرده اند 4500تومان و در واقع پول صفحات چاپ آگهی را هم از مخاطبان گرفته اند. درست مثل آگهی های صدا و سیمایی که با بودجه ملی، روی اعصاب مردم می رود.
محتوای این شماره چلچراغ هم کم از نشریات زرد ندارد و البته کمی لوس تر و بی خاصیت تر. 9صفحه سوالات مثلا روانشناسی شبیه همین اس.ام.اس هایی که بگو حیوان مورد علاقه ات چیست تا تو را تحلیل روانکاوی کنم. گزارش مسابقه منچ چلچراغ! گزارش واکسی شدن و مسافرکشی اعضای تحریریه! 9صفحه به اسم فوتو استریپ و یک مصاحبه ی بی خاصیت با هوشنگ ابتهاج. (بی خاصیت از آن رو که مصاحبه کننده یعنی سجاد صاحبان زند عکس خودش در کنار ابتهاج را به عنوان عکس اصلی برگزیده و طوری تحت تاثیر ابتهاج قرار گرفته که اصلا حواسش به مصاحبه و این که چهارتا سوال درست و حسابی بپرسد نیست. جالب این که ابتهاج در همین مصاحبه گلایه می کند از آدم های سطحی که فقط دنبال امضای او هستند و عکس یادگاری گرفتن با او.)
اما گلایه از مسعود بهنود که در شبکه بی.بی.سی برای این ویژه نامه چلچراغ تبلیغ می کند: آقای بهنود این ویژه نامه به جز تک صفحه ای که به زندانیان سیاسی و سانسور پرداخته بود دیگر چه داشت که شما آن گونه غلوآمیز از آن یاد کردید؟!

۱۳۹۲ فروردین ۳, شنبه

!!! یک دست خادمان حرم به کمربندشان بود تا شلوارشان نیفتد!!!

روایت یک یاز خادمان حرم امام رضا در روز ورود خامنه ای(نوروز 92)
!!! یک دست خادمان به کمربندشان بود تا شلوارشان نیفتد!!!


*به خادمانی که از 9 صبح وارد صحن شده بودند تا حدود ساعت 6 که سخنرانی خامنه ای تمام شد نه آب داده شد و نه غذا.
تمامی خادمان و همه مردمی که از صبح وارد صحن می شدند باید کلیه ی وسایل همراه خود از جمله گوشی تلفن، محتویات جیب شامل دسته کلید و خودکار و پول و هرچی که داشتتند را در یک پلاستیک ریخته و دم در تحویل می دادند.
*تمامی خادمان و مردم مجبور بودند کمربندهای خود را باز کرده و همراه دیگر وسایلشان تحویل دهند. برخی که کمر شلوارشان کمی سایز بزرگتر بود مدام باید یک دستشان به کمربندشان می بود تا شلوارشان را بالا نگه دارند که نیفتد!
*هیچ کس پس از ورود به صحن تا پایان سخنرانی خامنه ای حق خروج نداشت.

۱۳۹۰ آذر ۲۳, چهارشنبه

احمدرضا احمدی و نقل قول از خامنه ای ... آقای احمد رضا احمدی باور کنید خیانت کردید.


«سالي كه از سه كتابم در خانه هنرمندان رونمايي شد، وقتي رفتم بالا، تمام جمعيت جوان‌ها بودند، با خودم گفتم كار من سخت شد من ديگه مخاطب دارم. آپولينر شعري داره كه ميگه‌،‌ اي تمام دست‌هايي كه پشت من دعا مي‌كنيد من نمي‌توانم به شما خيانت كنم.» (احمدرضا احمدی، روزنامه شرق، 19 مرداد1390)




در صفحه40 چلچراغ شماره 452 تاریخ 19 آذر 1390 نوشته ای از احمدرضا احمدی آمده است که درباره کتاب صحبت کرده و از جمله می آورد: «...اوضاع اقتصادی بسیاری از مردم این اجازه را به آن ها نمی دهد که بتوانند کتاب هایی را که به آن ها علاقه مندند در سبد خرید خانه شان قرار دهند. با توجه به صحبت های اخیر آیت الله خامنه ای در رابطه با کتاب و کتاب خوانی، ای کاش مسئولان هم حرکتی در این راستا انجام دهند...»
آقای احمدرضا احمدی عزیز! شاهد مثال آوردن از خامنه ای؟ آن هم برای شاعری که به عنوان شاعری مردمی شناخته می شود؟ جناب آقای احمدی آیا خبر ندارید در این مملکت چه اتفاقاتی افتاده است؟ از کسی نقل قول می آورید که دستش به خون مردمان هم وطنتان آغشته است؟ شما می توانید شاعری سیاسی نباشید و آن طور که در تیتر همین مطلب هم آمده «عشق، عشق و عشق» مانیفست زندگی تان باشد. کسی هم از شما گلایه نکرد که چرا مثلن از جنبش سبز حمایت نکردید و شعری نسرودید. اما قرار نبود که این گونه رودر روی مردم، با احترام از دیکتاتوری منفور نام ببرید. جناب آقای احمدی گمان نمی کنم ساندیس خوران پاچه خوار ولایت، مخاطبان شعر شما باشند و اصلن شما را بشناسند؛ مخاطبان شما و هواداران شعرهایتان همین بچه هایی بودند که مشت و باتوم و گلوله خوردند و فریاد مرگ بر دیکتاتور سردادند حال این هم از همراهی شما...!
آقای احمدرضا احمدی عزیز! نوشته بودید که به تازگی مجموعه ای از اشعارتان را برای چاپ فرستاده اید. لطفن به ناشرتان زنگ بزنید و بگویید یک جلد کمتر چاپ کند، من دیگر برای کتاب های شما پول خرج نخواهم کرد.


پی نوشت:
احمد غلامی (روزنامه شرق، 19 مرداد1390) : احمدرضا احمدي روشنفكري پرهيزگار است و براي رسيدن به شاعري و شاعر ماندن رياضت بسيار كشيده.

حسن کیائیان مدیر نشر چشمه: احمدرضا احمدي يك شاعر است، به مفهوم وسيع كلمه. اين جايگاه رفيع، حق مسلم اوست كه نزديك به 50 سال توانسته است با استواري تمام درهر وضعيتي درعرصه شعر و شاعري به حضور خود ادامه دهد. چونان درختي تناور و پرشاخ و برگ كه بزرگي و سرسبزي خود را نه وامدار اين و آن، بلكه از آفتاب و باد و باران به وديعه گرفته است.