در یک کلام: ناامید کننده! موسوی عزیز، چند درصد امید داری که سران کودتا، حتی یک بند از راهکارهای تو را بپذیرند. چرا به فکر راهکارهای عملی برای ساماندهی نافرمانی مدنی ملی نیستی؟ تو هنوز باور به اصلاح داری؟؟؟
به عنوان یک ایرانی معتقد به اصلاحات آرام، این بیانیه جنابعالی را آب سردی بر روی جنبش ملی سبز می دانم. بعد از وقایع خونبار عاشورا و موج تهمت و تخریب یکسویه علیه مردم معترض، این که حضرتعالی هنوز معتقدید می توان گردانندگان اصلی ماجراهای پس از انتخابات را با نصیحت به راه حق بازگرداند، بی احترامی به خونهای ریخته شده است. اگر نمی توانید رهبری پیشرو باشید لااقل با چنین بیانیه هایی دو دستگی ایجاد نکنید. باور کنید سکوت معنا دار شما خیلی بهتر از صدور چنین بیانیه ای بود. در ادامه نگاهی و نقدی بر راهکارهای شما:
۱- اعلام مسئولیت پذیری مستقیم دولت در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه به نوعی که از دولت حمایتهای غیرمعمول در مقابل کاستیها و ضعفهایش نشود و دولت مستقیما پاسخگوی مشکلاتی باشد که برای کشور ایجاد کرده است. به یقین اگر دولت کارآمد و محق باشد خواهد توانست جواب مردم و مجلس را بدهد و اگر بی کفایت و ناکارآمد بود مجلس و قوه قضائیه در چهارچوب قانون اساسی با او برخورد خواهند کرد.
*این به چه معناست؟ اولا مگر ما دولت نا مشروع فعلی را قبول داریم؟ ثانیا این "اعلام مسئولیت پذیری" را چه کسی باید اعلام کند؟ فاعل این جمله چه کسی است؟ انتظار دارید که احمدی در یک شو تلویزیونی ظاهر شود و بگوید از این پس اعلام می کنم که مسئولیت پذیری مستقیم در مقابل ملت و مجلس و قوه قضائیه خواهم داشت.
۲- تدوین قانون شفاف و اعتماد برانگیز برای انتخاباتها به نوعی که اعتماد ملت را به یک رقابت آزاد و منصفانه و بدون خدعه و دخالت قانع سازد. این قانون باید شرکت همه ملت را علیرغم تفاوت در آراء و اندیشهها تضمین کند و جلوی دخالتهای سلیقهای و جناحی دست اندرکاران نظام را در همه سطوح منتفی سازد . مجالس اولیه انقلاب میتواند به عنوان الگویی مورد توجه قرار گیرند.
*این قانون را چه نهادی باید تدوین کند؟ در کجا تصویب شود؟ تصویب چنین قانونی به معنای حذف کلیت تصویب کنندگان آن است. باور دارید اینها برای حذف خودشان قانون به تصویب برسانند؟!
۳- آزادی زندانیان سیاسی و احیاء حیثیت و آبروی آنها. بنده یقین دارم که این اقدام نه به ضعف که به درایت نظام تعبیر خواهد گشت. و نیز آگاهیم که جریانهای سیاسی منحطی با این راه حل مخالف هستند.
*گیرم چنین اتفاقی بیفتد. تازه برگشته ایم سر خط. قرار باشد از زندان آزاد شوند ولی آنقدر ازشان گروی گرفته باشند که صدایشان در نیاید این چه جور آزادی است؟ ضمنا این "جریان های منحط" که نام بردید کدام ها هستند؟ قرار است به فرض که به قدرت رسیدید باز همان ادبیات انقلابی را از سر بگیرید و جریان ها این بار به جای انقلابی و غیر انقلابی نامیدن مردم، از واژه های منحط و غیر منحط استفاده کنید؟
۴- آزادی مطبوعات و رسانه ها و اجازه نشر مجدد روزنامههای توقیف شده جزء ضروریات روند بهبود است. ترس از آزادی مطبوعات باید از بین برود و تجربیات جهانی در این زمینه باید مورد توجه قرار گیرد. گسترش کانالهای ماهوارهای و اهمیت یافتن آنها و تاثیرگذاری قاطع این رسانه که بخوبی ناکافی بودن روشهای قدیمی و محدودیت صدا و سیما را میرساند . پارازیتها و محدودیتهای اینترنتی میتواند برای مدت کوتاهی اثرگذار باشد . تنها راه چاره داشتن رسانه هایی متنوع و آگاه و آزاد در داخل کشور است. آیا زمان آن نرسیده است که با اقدامی شجاعانه و ناشی از اعتماد به متفکران و نیروهای خلاق جامعه، نگاهها را از آنسوی مرزها به شکوفایی خلاقیت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی داخلی برگردانیم؟
*این بند بیانیه شما به گمانم از روی بیانیه های مجامع حقوق بشری کپی شده است که هر بار پس از توقیف یک نشریه صادر می شوند.
۵- برسمیت شناختن حقوق مردم برای اجتماعات قانونی و تشکیل احزاب و تشکل ها و پایبندی به اصل ۲۷ قانون اساسی. اقدام در این زمینه که میتواند با درایت و همکاری همه علاقمندان به کشور صورت گیرد در طول چند ماه میتواند فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید.
*چه می توان گفت؟! " ...فضایی توام با دوستی و محبت ملی را جایگزین در گیری سازمان بسیج و نیروهای امنیتی با مردم و یا درگیری مردم با مردم نماید..." و بعد هم سالیان سال به خوبی و خوشی در کنار هم زندگی نماییم و گل بگوییم و ... !