در مملکتي که ورود زنانش به استاديوم فوتبال ممنوع است، همان بهتر که تيم ملي اش درجا بزند.
در مملکتي که دخترانش حتي در سينما هم نتوانند فوتبال ببينند، همان بهتر که تيم ملي اش 35 سال در حسرت يک جام بماند.
در مملکتي که تصوير شادي تماشاچي هاي فوتبال در تلويزيون سانسور مي شود، همان بهتر که تيم ملي اش از گروهش هم بالا نرود.
در مملکتي که بازيکنان فوتبالش به جرم شرکت در مراسم جشن و شادي به زندان بيفتند، همان بهتر که تيم ملي اش را تعطيل کنند و خيال همه را راحت.
در مملکتي که بازيکن فوتبالش به اتهام روزه خواري از تيم اخراج شود، اصلا چه جاي سخن گفتن از فوتبال است؟
... آري در مملکتي که "آزادي" نيست، فوتبال بهانه اي است براي اين که مردم سرگرم شوند تا از گرفتن حقوقشان و از فرياد زدن هر روزه بر سر حاکمان ديکتاتور غافل شوند.